سند شکست فشار حداکثری

استفان والت، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه هاروارد، در گزارشی با انتقاد از خطای استراتژیک دولت ترامپ در ترور سردار قاسم سلیمانی و پیامدهای آن برای آمریکا در فارن پالیسی نوشت: گویی دونالد ترامپ، مایک پمپئو وزیرخارجه و مارک اسپر وزیر دفاع او بازیکنان شطرنجی هستند که تنها به نخستین حرکت فکر می‌کنند و به‌دلیل نگاهی کوته‌بینانه نمی‌توانند به جوانب حرکت‌های آتی بیندیشند و از این رو نمی‌توانند یک حقیقت مسلم در عرصه سیاست بین‌الملل را درک کنند: نوبت حرکت مهره‌ها توسط بازیگران دیگر نیز فرامی‌رسد.

حکومت ایران نیز تلاش خواهد کرد تا در بهترین زمان و شرایط، پاسخ ترور سردار سلیمانی را به نحوی بدهد که عذاب و پیامدهای سیاسی آن برای آمریکا به حداکثر ممکن برسد.

یک هفته از آغاز سال ۲۰۲۰ گذشته است و دونالد ترامپ توانست تا به داخل یک بحران بی‌هدف و خطرناک با ایران بلغزد.

این بحران تقریبا اجتناب‌ناپذیر، محصول رویکرد کوته‌بینانه او در برابر خاورمیانه و به‌ویژه ایران است که در نوع خود نمونه‌ای دیگر از ناتوانی واشنگتن درشکل دادن به سیاستی منسجم و موثر نسبت به هر مساله جهانی است.

اما از چه زمانی این کشور (ایالات‌متحده) در به قاعده درآوردن استراتژی‌ها تا این حد ناتوان شده است؟

این موضوع اگرچه به پیش از روی کار آمدن ترامپ باز می‌گردد، با این‌حال تحریک‌پذیری، بی‌تفاوتی به توصیه‌ها و استعداد عجیب او برای جمع‌آوری مشاوران درجه سه، به عمق این چالش افزوده است.

نتیجه نهایی این سردرگمی می‌تواند از دست رفتن جان بیشتری از آمریکایی‌ها و تضعیف جایگاه جهانی ایالات‌متحده باشد.

فرض اینکه دستور ترامپ برای ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران به یک جنگ تمام‌عیار بدل نشود فرضی خوش‌بینانه است.

این ترور درواقع نوعی خطای استراتژیک بود که ازجانب ترامپ سر زد.

رئیس‌جمهوری که توسط عربستان، اسرائیل، اندیشکده‌های جنگ‌طلبی نظیر بنیاد دفاع از دموکراسی و حامیان مالی‌اش اغوا شد، توافقی چندجانبه را پاره کرد که منجر به محدود شدن برنامه هسته‌ای ایران شده بود و به‌علاوه کانالی دیپلماتیک را گشوده بود که دولت آمریکا می‌توانست از آن طریق نگرانی‌های خود را به‌طور مستقیم با تهران در میان بگذارد.

ترامپ سپس فاز بعدی برنامه خود علیه ایران را تحت عنوان «کمپین فشار حداکثری» کلید زد، سیاستی که اعلان جنگ اقتصادی علیه ایران بود و هدف آن از میان بردن توانایی غنی‌سازی ایران، وادار ساختن تهران به تغییر سیاست‌خارجی در مسیر مطلوب آمریکا و حتی سرنگونی رژیم عنوان شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست